حدیث شب



 

 سلام خوبین خوشین سلامتین

وای گرسنمه اخه الان کافینتم تازه ازمدرسه تعطیل شدیم بادوستم اومدم کافی نت بخداشکمم داره ازگرسنگی سروصدامیده دوستم هم داره غرمیزنه که بلندشوالان پولش زیادمیشه

 

شرمنده که نمیتونم بهتون سربزنم

ولی من همیشه به یادتونم حتما بیاین پیشم

دوستتون دام

تااپ بعدی خداحافظ

شنبه ۱۱ مهر ۱۳۸۸  توسط حدیث  |  پيام هاي ديگران ()

 

به وسعت تنهایی

 سلام خوبین؟

ای منم خوبم اما نه به خوبی شما...

شرمنده که جواب کامنتها روندام

ولی شمافراموشم نکنین.

وسعت تنهایی:خوشحالم که به اشتباه خودت رسیدی شماروبخشیدم ولی دیگه اینجوری رفتارنکنین به این وب هم دیگه سرنزن خواهش میکنم بعدنظرخصوصی نزارکه چرا اینجوری نوشتم اخه من هرجوردلم بخوادمینویسم موفق باشی داداش.

شرمنده من نمیتونم بهتون سربزنم وجواب کامنت بدم ولی همیشه به یادتونم

دوشنبه ۳٠ شهریور ۱۳۸۸  توسط حدیث  |  پيام هاي ديگران ()

 

 

 سلام خوبین؟

وای اگه بدونین چقدر دلم براتون تنگیده بود

ببخشیدبخدا یه سری مشکل برام پیش اومده بود واسه همین نبودم

یعنی تلفن مصدود شده بودواسه همین نبودم

راستی بچه هامن 2 تاپست قبلی رو غیرفعال کرده بودم

حالا که یه پست جدیدگذاشتم منظورم پست پایین هست من داخل تنظیمات عمومی وبلاگ رفتم ونظرات رو ازاد گذاشتم بعد ذخیره کردم نمیدونم چرا نظر هام همه غیرفعال میشن

خواهش میکنم راهنماییم کنین

دوشنبه ٢۳ شهریور ۱۳۸۸  توسط حدیث  |  پيام هاي ديگران ()

 

 

 

 

   هیچکی از رفتن من غصه نخورد

هیچکی باموندن من شادنشد

وقتی رفتم کسی قلبش نگرفت

بغض هیچ ادمی فریادنشد

وقتی رفتم کسی غصش نگرفت

وقتی رفتم کسی بدرقم نکرد

دله من میخواست تلافی بکنه

پس چشه هیچکسی عاشقم نکرد

وقتی رفتم نه که بارون نگرفت

هواصاف وخیلی ام افتابی بود

اگه شب میرفتمو خورشیدنبود

اسمون خوب میدونم مهتابی بود

دم رفتن کسی گفت سفربخیر

که واسم غریبو ناشناخته بود

اما اون وقتی رسیدکه قلب من

همه ی ارزوهاشوباخته بود

چهره ی هیچکسی پژمرده نبود

گلااما همه پژمرده بودن

کسایی که واسشون مهم بودم

همه شاید یه جوری مرده بودن

وقتی رفتم کسی غصش نگرفت

وقتی رفتم کسی بدرقم نکرد

دله من میخواست تلافی بکنه

پس چشه هیچکسی عاشقم نکرد

 

دوشنبه ٢۳ شهریور ۱۳۸۸  توسط حدیث  |  پيام هاي ديگران ()

 

 

گفتم میام یه وب درست میکنم حرفای دلم رو داخلش میزنم

چیزایی رو که نمیتونم بگم به اطرافیانم حداقل اگه  داخل این وب بزنم راحت میشم!

سبکترمیشم!

اما میبینم ای بابا...!

من کجای کارم نمیدونم من اشتباه میکنم یادیگران

من بدرفتارمیکنم یادیگران

حالاکه میام میشینم فکرمیکنم که چیکارکردم

چیزی به ذهنم نمیرسه

نمیدونم من عقبم یادیگران

اگه به طرف بگی عقبه که هیچی

هرجای دنیاباشی بابابزرگت رو درمیاره

بهتره بگم خودم عقبم چاره ای ندارم

دیشب داداشم گفت برام یه وبلاگ درست کن

اگه دیروز این حرفوبهم زده بود درست میکردم

اما دیشب بهش گفتم قیده وبلاگ رو بزن

مگه دوست داری به مادر وخواهرت فحش بدن

گفت:خب توهم درست کردی تو وقتی خوشت نمیاد چرادرست کردی

یک ساعت نشستم حالیش کردم که من نمیدونستم

نادونی کردم

اطلاعاتم کم بود

وبلاگ خیلی خوبه که هرکسی داشته باشه

ولی متاسفانه بعضی نمیدونن یعنی چی؟

میدونین اگه همه ی ما با یه نیت خیر وپاک به نت بیایم چی میشه؟

اره اتفاقی که هرگز نمیفته چون

خیلی معذرت میخوام خیلیا شعور این کارا روندارن

شمافکرمیکنین خیلی قشنگه بااسم یکی بیای به طرف فحش بدی

والامن تاحالا توعمرم ازاین فحشا نشنیده بودم

حتی نمیدونم معنیش چی میشه

فقط یادم دادن که حرف درستی نیست

پیش خودم فکرمیکنم مقصرفرزنده یاخانواده ی فرزند

میبینم هردو مقصرهستن

میتونم بگم چطوری ولی اونقدرناراحتم که حوصله ی تجزیه وتحلیل روندارم

من کجام واقعا؟

یه جایی که ازدست ادمای کثیف تو دنیای واقعی فرارمیکنه میاد

تودنیای مجازی که حرفاش روبزنه حالاکه چشماش روبازمیکنه میبینه

ای بابا...!

صدرحمت به دنیای واقعی اونجاکه دیگه به

تک وطایفت فحش نمیدن به

خواهرومادروبرادرت که فحش نمیدن به خودت که فحش نمیدن

اونجانمیتونی حرف بزنی وسکوت میکنی میای اینجا میبینی برات شرط گذاشتن

میگن اگه میخوای حرفای دلت رو اینجا

بزنی مابایدبه جدوابادت فحش بدیم

اخه یعنی چه...!

بری که بهتره

من که یه دخترم اینقدربه غیرتم برخورده

خدابه داده...

ولی اسم وبلاگ سحرخداوکیلی جالبه

فریادسکوت!

هیچ وقت بهش اینقدرعمیق فکرنکرده بودم

حالادیگه متوجه شدم چرا سحرگذاشت

فریادسکوت

میدونین حدیث شب یعنی چی؟

میدونین اما بهش فکرنکردین

من واقعاحدیث شب هستم!

اوایل که وبلاگ درست کردم یکی ازبچه هابهم گفت :

اینجاهمه ی اشناهاغریبه اند حرفای دلت رو بنویس

ولی حالامیبینم همون اشناهایی که غریبه هستن اجازه نمیدن من بنویسم.

 

هرچه باشی نازنین ایام خارت میکند

هرچه باشی شیردل گردن شکارت میکند

هرچه باشی بالب خندان میان دیگران

عاقبت رسم طبیعت اشک بارت میکند

 

موفق وپیروزباشید

 

یاعلی

سه‌شنبه ۱٠ شهریور ۱۳۸۸  توسط حدیث  |  پيام هاي ديگران ()

 

 

این وبلاگ تعطیل شد

 

معلوم نیست اپ بشه دوباره یانه

 

ولی به احتمال زیاد دیگه اپ نمیشه

ببینم خداچی میخواد...

خداحافظ   

سه‌شنبه ۳ شهریور ۱۳۸۸  توسط حدیث  |  پيام هاي ديگران ()

 

 

  

دوشنبه ٢ شهریور ۱۳۸۸  توسط حدیث  |  پيام هاي ديگران ()

 

 

 توراباخودم غریبه ازخودم جدامیبینم

خودموپرازترانه تورابی صدامیبینم

منه سرگردون ساده توراصادق میدونستم

این برام شکسته اماتوراعاشق میدونستم

اون همیشه بامحبت برای من دیگه نیستی

منه سرگردون ساده توراصادق میدونستم

این برام شکسته اماتوراعاشق میدونستم

دوشنبه ٢ شهریور ۱۳۸۸  توسط حدیث  |  پيام هاي ديگران ()

 


بهم میگن حدیث شناسنامم بهم گفته که17ساله هستم تنهانیستم اماتنهام نمیدونم چرا شایدفقط فکرمیکنم که تنهام شایدهم واقعاتنهاباشم این روزا دارم خودم باپای خودم میرم طرف بدبختی میدونم دارم اشتباه میکنم خیلیامیگن راهه درستی میری وخیلیاهم میگن اشتباه ولی خودم یقین دارم که راهی که دارم میرم اشتباست ولی مجبورم که این راهو انتخاب کنم توزندگیم تاحالا باهیچ کس راحت نبودم حتی باخودم" رو راست هستم ولی راحت نیستم ازخودم میترسم وحشت دارم بیشتر روزهاگرفته ام نمیدونم چرا یادم نمیاد توزندگیم یه روزه شاد داشته باشم خاطره ای از زندگیم ندارم ازخودم هم خاطره ای ندارم اخه مدتهاست باخودم غریبه ام یه جورایی احساس میکنم وجودم بی معناست هیچکس تاحالامنو واسه خودم دوست نداشته بیشتربخاطر نفع خودشون منو خواستن حتی... حتی...خودشون اینه بهم گفتن کاش بهم یه جورایی ثابت میکردن اون موقع پیش خودم میگفتم اشتباه فکرمیکنم اماحالااشتباه فکرنمیکنم چون خودشون مستقیم بهم گفتن تودنیای واقعی هیچ دوستی ندارم دوست دارم ولی دوست صمیمی ندارم خودم اینجوری میخوام چون بی فایده هستن این روزا دارم ازهمه متنفرمیشم به وجودکسی احتیاج ندارم ولی باید یه چیزایی روبپذیرم بدبخت نیستم خوشبخت هم نیستم امادارم خودمو بدبخت میکنم نمیدونم شایدهم خوشبخت این روزا دارم چیزای خوبی رو ازدست میدم اماچیزای خوبی دارم پیدامیکنم ازنظرمن هیچ فرقی نمیکنه چون به یه انداره هستن خوشحالم که اومدی پیشم ولی یه نظربده بعدبرو

 

عکس(٢)
تصویر(۱)
مدرسه(۱)
خداحافظ(۱)
خسته(۱)
برو(۱)
دلم گرفته(۱)
درباره خودم(۱)
جالبه(۱)
مزاح(۱)
گرفته(۱)
به مریم عزیزم(۱)
مامان اومد(۱)
ترانه برای دلم(۱)
کدوم بهتره؟(۱)
نیستم هستم(۱)
راهنماییم کنین(۱)
عکس وسروده(۱)
شعر(۱)
دلتنگی(۱)

 

حدیث

 

 

 

 

RSS 2.0